تبليغاتX
...و عشق آخرین حرف ما بود،چرا نه؟

...و عشق آخرین حرف ما بود،چرا نه؟


هرگز از مرگ...


+ نوشته شده در  بیست و سوم بهمن 1384ساعت   توسط علی صارمی  | 


کوه ها


+ نوشته شده در  هجدهم بهمن 1384ساعت   توسط علی صارمی  | 


و جهان را با همه مردمانش سراسر بدون تو گشتم

مگر که چه بود؟!

بجز کوته بالانی

که از دهان یائسگی شان

چرک و کثافت همه نماد هستی ایشان است؟!

و کلمات بر زبان ایشان

جز از برای همان شهوت سلطانی گری شان نبوده است.

پس جهان را سراسر بدون تو گشتم

همه کوته بالانی

با دهان یائسگی

و کلماتی که شهوت می آفریدند.

 

پس سر بر زانوی تو نهادم

تا دستان پاک تو

آرامگاه ابدی ام باشد.

چرا که من جهان را همه سراسر گشته بودم

و هستی ام تنها با تو معنای دیگر یافته بود.

 

+ نوشته شده در  سیزدهم دی 1384ساعت   توسط علی صارمی  |