تبليغاتX
...و عشق آخرین حرف ما بود،چرا نه؟

...و عشق آخرین حرف ما بود،چرا نه؟

در من عروسی خفته است

که طعم گس خرمالو را دوست ندارد

و حجله اش سرخی ای دارد

که بی گناهی ی یک فاحشه را توجیه می کند

مجالی به تردید نمانده

شلیک کن بانو!

در من دیوانه ای است

که به کشتن خویش اقدام کرده است.

+ نوشته شده در  چهاردهم اسفند 1385ساعت   توسط علی صارمی  |