(۱)
سربازان فریاد می زنند
سربازان می جنگند
سربازان کشته می شوند
آدمها کم می شوند
*****
(۲)
پندار پرواز کاهلانه ی پروانه ی آبی
بر فراز رودهای خیالی
آغاز یک روز پاییزی در پارک شهر
کوزه ای با چشمهای یک ساحره
خطوط در هم چهره ای که می کشی...
همه را سیاه قلم کرده ای نقاش تازه کار من!
کو رنگهایت!؟

+ نوشته شده در بیست و هفتم شهریور 1385ساعت   توسط علی صارمی
|

